پـــرواز بــه یــجــای دیــگــه
سلام عزیزان............خوبید؟؟؟؟؟ بالاخره کامپیوترم درست شد و ازین به بعد هر روز در خدمتتونم؛ راستی من تو وبلاگ نویسی همه ی راهکار هارو میدونم به جز یه چیز: تو مدیریت سایت نوشته باید دوست یابی کنم تا اعتبارم زیاد بشه و تا بتونم عکس تو وبلاگم بذارم ولی الان131تا دوس یابی کردم و حتی یه ریال هم اعتبارم زیاد نشده و کلا نمیتونم تو وبلاگم عکس بذارم لطفا کمکم کنین..............مرسی............ درویشی به اشتباه فرشتگان به جهنم فرستاده میشود . پس از اندک زمانی داد شیطان در می آید و رو به فرشتگان می کند و می گوید : از روزی که این ادم به جهنم آمده مداوم در جهنم در گفتگو و بحث است و حال سخن درویشی که به جهنم رفته بود این چنین است: با چنان عشقی زندگی کن که حتی بنا به تصادف اگر به جهنم افتادی خود شیطان تو را به بهشت باز گرداند. دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصا زنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم می نالید. موعد عروسی فرا رسید... زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهرهم که کور شده بود. همه مردم می گفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. مرد گفت: من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم.
جاسوس می فرستید به جهنم!؟
جهنمیان را هدایت می کند و...
همه تعجب کردند.
Design By : Pichak |